سخاوت و جود از منظر قرآن کریم و بررسی احادیث و روایات

جود و سخاوت از منظر قرآن کریم:

این دو واژه که در مقابل‏« بخل ‏» است، غالبا در یک معنى استعمال می‏شود،. ولى گاه ‏از بعضى کلمات استفاده میشود که ‏«جود» مرحله بالاتر از « سخاوت ‏» است.، زیرا در تعریف ‏«جود» گفته‏ اند: « بخشش بدون درخواست است. که در عین حال، بخشش خود را کوچک بشمارد.»

گاه گفته ‏اند: « جود، خوشحال شدن از درخواست مردم و شاد گشتن به هنگام ‏بخشش است.» بعضى نیز گفته ‏اند: « جود بخششى است که مال را، مال خدا بشمرد و سائل را بنده خدا بداند. و خودش را در این میان واسطه ببیند. »، در حالى که ‏« سخاوت ‏» معنى‏ وسیع ‏ترى دارد. و هرگونه بذل و بخشش را شامل می‏شود.

روایاتی دیگر

بعضى نیز گفته ‏اند: « کسى که بخشى از اموال خود را ببخشد و بخش دیگر را براى خود بگذارد.، صاحب سخاوت است و کسى که اکثر آن را ببخشد و مقدار کمى را براى خود بگذارد.، داراى جود است‏.» مطابق تمام این تعریف ها « جود » مرحله بالاتر از « سخاوت‏ » است.

به هر حال ‏« جود » و « سخاوت ‏» از فضایل مهم اخلاقى است، هر اندازه ‏« بخل ‏» نشانه ‏پستى،حقارت،ضعف ایمان و فقدان شخصیت است.، « جود » و « سخاوت‏ » نشانه ایمان ‏و شخصیت والاى انسان است.

 

چند نمونه از آیاتی که به تعابیر جود و سخاوت اشاره دارد:

در آیات قرآن مجید گرچه واژه ‏« جود » و « سخاوت ‏» به کار نرفته است، .اما تعبیرات ‏دیگرى دیده می‏شود که منطبق بر این دو مفهوم است و قرآن نیز براى آن ارج فراوانى بیان کرده است.، به عنوان نمونه به آیات زیر توجه فرمایید:

1- یحبون من هاجر الیهم و لا یجدون فى صدورهم حاجة مما اوتوا و یؤثرون على ‏انفسهم و لو کان بهم خصاصة…(حشر۹)

و کسانى را که به سویشان هجرت کنند.، دوست میدارند و در دل خود نیازى به آنچه ‏به مهاجران داده شده.، احساس نمیکنند و آنها را بر خود مقدم می‏دارند، هر چند خودشان ‏بسیار نیازمند باشند…

آیات قران مجید درباره جود :

 

 2- و یطعمون الطعام على حبه مسکینا و یتیما و اسیرا-انما نطعمکم لوجه الله‏لا نرید منکم جزاء و لا شکورا (دهر، ۸و ۹)

و غذاى(خود) را با این که به آن علاقه (و نیاز) دارند،به مسکین و یتیم و اسیر میدهند.-(و می‏گویند:) ما شما را به خاطر خدا اطعام می‏کنیم و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمی‏خواهیم.

 

3- مثل الذین ینفقون اموالهم فى سبیل الله کمثل حبة انبتت‏سبع سنابل فى کل‏سنبلة ماة حبة و الله یضاعف لمن یشاء و الله واسع علیم (بقره،۲۶۱)

کسانى که اموال خود را در راه خدا «انفاق‏» می‏کنند، همانند بذرى هستند که هفت‏ خوشه برویانند .که در هر خوشه یکصد دانه باشد و خداوند آن را براى هر کس بخواهد(و شایستگى داشته باشد)، دو یا چند برابر میکند .و خدا (از نظر قدرت و رحمت) وسیع و (به همه ‏چیز) داناست.

 

 4- الذین ینفقون اموالهم باللیل و النهار سرا و علانیة فلهم اجرهم عند ربهم و لاخوف علیهم و لا هم یحزنون (بقره،۲۴۷)

آنها که اموال خود را شب و روز پنهان و آشکار انفاق میکنند.، مزدشان نزد پروردگارشان است، نه ترسى بر آنهاست و نه غمگین میشوند.

جود در قران

 

 5- لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شى‏ء فان الله به‏علیم (آل عمران،۹۲)

هرگز به(حقیقت) نیکوکارى نمی‏رسید! مگر این که از آنچه دوست می‏دارید.(در راه ‏خدا) انفاق کنید و آنچه انفاق میکنید، خداوند از آن آگاه است.

 

 6- الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون (بقره ۳)

(پرهیزکاران) کسانى هستند که به غیب (آنچه از حس پوشیده و پنهان است) ایمان‏ مى ‏آورند .و نماز را بر پا میدارند و از تمام نعمت ها و مواهبى که به آنان روزى داده ‏ایم، انفاق‏ میکنند.

 

 7- و لا تجعل یدک مغلولة الى عنقک و لا تبسطها کل البسط فتقعد ملومامحسورا (اسراء،۲۹)

هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن. (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حد نیز دست‏ خود را مگشا تا مورد سرزنش قرار گیرى و از کار فرو مانى.

 

تفسیر و جمع‏ بندى آیات

 

چهره سخاوتمندان در قرآن:

در نخستین آیه مورد بحث، سخن از گروهى سخاوتمندان انصار مدینه است .که با آغوش باز از مهاجرانى که خانه و کسب و کارى نداشتند، استقبال کردند. و آنها را برخودشان مقدم داشتند و حتى گفتند: « ما اموال و خانه‏ هایمان را با آنها تقسیم میکنیم .و چشم‌داشتى به غنائم جنگى نیز نداریم.»

قرآن درباره آنها در آیه فوق میگوید: « آنها کسانى را که به سویشان هجرت میکنند.، دوست دارند و در درون دل نیازى نسبت‏ به آنچه به مهاجران داده شده.، احساس نمیکنند و آنها را بر خود مقدم میدارند، هرچند شدیدا فقیر باشند.، …« یحبون من هاجر الیهم ولا یجدون فى صدورهم حاجة مما اوتوا و یؤثرون على انفسهم و لو کان بهم خصاصة… »

 

به گفته بعضى از مفسران معروف:

«در تاریخ بشریت، چنین استقبالى سابقه نداشته‏ است. که گروهى غریب در شهرى وارد شوند و مؤمنان آن شهر چنان استقبالى از آنان کنند که ‏حتى آنها را بر خویش مقدم شمرند. و حاضر باشند تمام زندگى خود را با آنان تقسیم نمایند، حتى در بعضى از روایات وارد شده است. که عدد مهاجران نسبت ‏به داوطلبان پذیرایى از آنها کم بود .به همین دلیل، گاه در میان دو و یا چند نفر، بر سر افتخار میزبانى مهاجران، اختلاف ‏پیدا می‏شد. که براى حل آن به قرعه متوسل شدند.»

به هر حال، خداوند این محبت و بلند نظرى و ایثار و سخاوت را که از ویژگی هاى‏ انصار بود، می‏ ستاید.

 

در دومین آیه مورد بحث

سخن از بزرگوارانى است که غذاى خود را در حالى که‏ شدیدا به آن نیاز داشتند. به مسکین و یتیم و اسیر دادند، بدون این که هیچ انتظار پاداش و تشکرى داشته باشند.، «و یطعمون الطعام على حبه مسکینا و یتیما و اسیرا انمانطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا »

روایات فروانى از طرق شیعه و سنى، حکایت از این دارد. که آیات ۸ و ۹ سوره ‏« دهر » در فضیلت اهل‌بیت علیهم السلام نازل شده است.« مرحوم علامه امینى ‏» در « الغدیر » ۳۴ نفر از علماء معروف اهل سنت را نام میبرد. که این حدیث را در کتاب هاى خود آورده‏ اند. (با ذکر نام کتاب و صفحه آن)

بنابراین حدیث مزبور در میان اهل سنت مشهور، بلکه متواتر است .و علماى شیعه ‏اتفاق نظر دارند که همه سوره ‏« دهر » یا بخش قابل ملاحظه‏ اى از آیات آن، درباره‏ اهل‌بیت پیامبر صلى الله علیه و اله (على، فاطمه زهرا، حسن و حسین علیهم السلام) نازل شده است.

دقت در آیات سوره ‏« دهر » نشان میدهد که خداوند چگونه از این سخاوتمندان ‏ایثارگر مدح و ستایش کرده. و عمل آنها را ستوده و بالاترین پاداش را براى آنها قرار داده است.

در یک جا از آنها به عنوان ‏« ابرار » و در جاى دیگر از آنها به عنوان ‏« عباد الله‏ » (بندگان خاص خدا) یاد کرده است.

 

در سومین آیه

تشویق بی نظیرى نسبت ‏به انفاق کنندگان سخاوتمند دیده میشود. با تعابیرى که در آیات انفاق بی نظیر است.

میفرماید: « کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق میکنند،. همانند بذرى است که هفت‏ خوشه برویاند و در هر خوشه نیز یکصد دانه باشد و خداوند آن را براى هر کسى بخواهد. (و شایسته بداند) دو یا چند برابر میکند و خداوند توانا و داناست.، مثل « الذین ینفقون اموالهم فى سبیل الله کمثل حبة انبتت‏سبع سنابل فى کل‏سنبلة ماة حبة و الله یضاعف لمن یشاء و الله واسع علیم »

اگر آیه را بر خلاف ظاهر آن تفسیر کنیم و حذف و تقدیر نیز قائل نشویم.، آیه ‏دلالت‏ بر این دارد که رشد و نمو بی نظیر در روح و جان انفاق کنندگان نیکوکار صورت ‏میگیرد.

انفاق و مزایای آن

اموال آنها بر اثر انفاق چندین برابر شده و خودشان نیز در پرتو سخاوت، مدارج کمال را به سرعت می ‏پیمایند. و حتى گام هاى کوچک در این راه آثار عظیم دارد.

به این ترتیب انفاق علاوه بر اینکه مایه رشد بشرى است.، مایه رشد و تکامل اخلاقى‏ و معنوى خود انسان نیز هست.

در روایت آمده است که امام سجاد علیه السلام، هرگاه که چیزى به سائلى می‏بخشید.، دست ‏سائل را نیز می‏بوسید، عده‏ اى علت این کار را از حضرت جویا شدند.

حضرت علیه السلام در جواب فرمودند: « لانها تقع فى ید الله قبل ید العبد ، این به خاطر آن است. که (این‏ بخشش) پیش از آن که به دست‏ بنده قرار گیرد، به دست‏ خدا میرسد.»

 

در چهارمین آیه

ضمن اشاره به نکته مهمى درباره انفاق، آمده است:کسانى که ‏اموال خود را در شب و روز، پنهان و آشکار انفاق میکنند.، پاداششان نزد پروردگارشان است.، نه ترسى بر آنهاست و نه غمگین میشوند، « الذین ینفقون اموالهم باللیل و النهار سرا و علانیة فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون ».

بنابراین ‏« سخاوت ‏» و « انفاق ‏» در راه خدا به هر شکل و صورتى که باشد.، محبوب و پسندیده است، از سوى دیگر « انفاق ‏» ترس از عذاب الهى را برطرف ساخته و حزن و اندوه را میزداید.

افراد انفاق‌گر و بخشنده خوف و وحشتى از آینده ندارند. زیرا خداوند زندگى آنها را تضمین کرده است و به خاطر از دست دادن بخشى از اموالشان اندوهگین نمی‏شوند. زیرا میدانند آنچه از فضل پروردگار به آنها داده می‏شود بیشتر از آن است که از دست داده ‏اند.

 

پنجمین آیه

  باز با تعبیر تازه‏اى در زمینه انفاق میفرماید «هرگز به(حقیقت) نیکوکارى‏ نمی‏رسید مگر آن که از آنچه دوست میدارید (در راه خدا) انفاق کنید .و آنچه انفاق میکنید خداوند از آن با خبر است.، « لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شیى‏ء فان‏الله به علیم»

در ادبیات عرب ‏«بِر» به معنى نیکوکارى توام با توجه و از روى قصد و اختیار است. ‏و این نشانه شخصیت و روحانیت انسان میباشد.

جالب این که ‏«بِر» در آیه به طور مطلق‏ ذکر شده و نشان می‏دهد. تا سخاوت و انفاق نباشد، انسان هرگز به حقیقت نیکوکارى ‏نمیرسد. گرچه بعضى از مفسران واژه ‏«بِر» را به معنى ‏«بهشت‏» و بعضى به معنى‏ «تقوا» و بعضى به معنى ‏«پاداش نیک‏» گرفته ‏اند. ولى ظاهر این است که مفهوم ‏«بِر» وسیع بوده و شامل همه اینها نیز میشود.

 

در ششمین آیه

انفاق را ضمن این که یکى از ارکان مهم تقوا ذکر کرده – تقوایى که‏ سرچشمه هدایت الهى و محتواى قرآنى است.- میفرماید:«پرهیزکاران کسانى هستند که‏ ایمان به غیب دارند. (ایمان به خدا و جهان ماوراء طبیعت) و نماز را برپا میدارند و از نعمت هایى‏ که بر آنها روزى داده‏ ایم، انفاق میکنند.، «الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون»

با توجه به اینکه ‏«ینفقون‏» به صورت فعل مضارع ذکر شده، مفهومش این است. که‏ آنها انفاق مواهب الهى را به طور مستمر انجام میدهند و این نشانه سخاوتمندى ‏آنهاست. که در نهادشان ریشه دوانده و به صورت یک صفت ‏برجسته در آمده است.

تعبیر به ‏«مما رزقناهم‏» (از آنچه به آنان روزى داده‏ ایم) اشاره به نکته لطیفى میکند و آن اینکه آنها میدانند که همه اموال، مواهب الهى است. بنابراین دلیلى ندارد که از انفاق بخشى از آن در راه بندگان نیازمند خدا، «بخل‏» بورزند. در ضمن روشن است که ‏«انفاق‏» منحصر به زکات نیست بلکه معنى گسترده‏ اى دارد که هم صدقات واجب و هم ‏مستحبات را شامل میشود.

 

در هفتمین و آخرین آیه

ضمن دادن دستور به رعایت اعتدال در بذل و بخشش و دورى از افراط و تفریط و نشان دادن تصویرى از صفت‏ سخاوت که حد وسط در میان ‏«بخل‏» و «اسراف‏» است.

میفرماید: «دستت را بر گردنت زنجیر مکن (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حد نیز آن را مگشا. (و آلوده اسراف و تبذیر مشو) مبادا مورد سرزنش‏ قرار گیرى و از کار فرومانى.، «و لا تجعل یدک مغلولة الى عنقک و لا تبسطها کل البسطفتقعد ملوما محسورا » این آیه، تعریف روشنى براى سخاوت است.

از مجموع آیات مختلفى که به نحوى به مساله سخاوت و انفاق و بذل و بخشش ‏ارتباط دارد.-که بخشى از آن را در بالا تفسیر کردیم- به خوبى عظمت و اهمیت و ارزش والاى این صفت ‏برجسته انسانى ظاهر میشود.، نه تنها باعث نظم و سعادت ‏جوامع انسانى و مبارزه با فقر و محرومیتى که سرچشمه انواع نابسامنى ‏ها و گناهان است.، میشود بلکه در تکامل معنوى و روحى انسان نیز نقش بسیار مهمى دارد.

 

سخاوت در منابع حدیث

در روایات اسلامى تعبیرات بسیار والایى درباره ‏«جود» و «سخاء» دیده می‏شود .که‏ در نوع خود کم نظیر است. روایات زیر نمونه‏ هایى است که از میان احادیث فراوانى ‏گلچین شده است:

 

1- در حدیثى از پیغمبر اکرم صلى الله علیه و اله آمده است: « السخاء خلق الله الاعظم، سخاوت، اخلاق بزرگ الهى است. »

در واقع تمام سخاوت ها در وجود ذى‌ جود پروردگار متجلى است.، زیرا هر چه داریم ‏از اوست. نعمت هاى گوناگون، زمین و آسمان، حیات و وجود ما، همه از اوست .و هر جا سخاوتى است از سخاوت او سرچشمه گرفته است زیرا اگر او مواهبى به ما نمى‏ بخشید.، ما توان بخشش را نداشتیم حتى صفت جود و بخشش نیز از مواهب اوست.

 

2- امام صادق علیه السلام میفرمایند:

« السخاء من اخلاق الانبیاء و هو عماد الایمان ولا تکون المؤمن الا سخیا و لا یکون سخیا الا ذو یقین و همه عالیة لان السخاء شعاع‏نور الیقین.، و من عرف ما قصد هان علیه ما بذل، سخاوت از اخلاق انبیاء است .و ستون ‏ایمان است و هیچ فرد با ایمانى وجود ندارد، مگر این که با سخاوت است. و هیچ سخاوتمندى‏ وجود ندارد، مگر این که داراى یقین و همت عالیه است،. زیرا سخاوت، شعاع نور یقین است و آن کس که بداند چه چیزى را قصد کرده.، آنچه را که بذل نموده در نظر او کم اهمیت است. ‏»

از این حدیث استفاده میشود که این صفت والا بعد از ذات پاک الهى که مبدا سخاوت است. در وجود انبیاء، نشانه ایمان و یقین آنهاست.

 

3- در حدیث دیگرى از امیر مؤمنان علیه السلام آمده است.: « تحل بالسخاء و الورع فهماحلیة الایمان و اشرف خلالک، به سخاوت و ورع، خود را بیاراى که این دو آرایش ایمان و برترین صفات توست.»

این تعبیر نشان میدهد که این صفت را از برترین صفات مؤمن به حساب آورده‏است.

 

4- پدر حدیث دیگرى از همان امام بزرگوار آمده است :

« السخاء ثمرة العقل والقناعة برهان النبل، سخاوت میوه درخت عقل و خرد و قناعت دلیل بر نجابت است‏.»

آنها که در بخشش به دیگران ‏«بخل‏» می ورزند، اموال زیادى را فراهم کرده و میگذارند. و میروند، در حقیقت این گونه افراد عاقل نیستند زیرا زحمت ‏بر دوش ‏آنها بوده بدون آن که از اموالشان بهره مادى یا معنوى ببرند.

کدام عاقلى چنین کارى‏ می‏کند!

 

5- در تعبیر دیگرى از آن حضرت علیه السلام در مورد اهمیت ‏«سخاوت‏» به نکته لطیف ‏دیگرى اشاره میفرمایند.: «غطوا معایبکم بالسخاء فانه ستر العیوب، عیوب خویش را با سخاوت بپوشانید، زیرا سخاوت پوشاننده عیب هاست‏.»

صدق این کلام مولى با تجربه به خوبى ثابت میشود،اشخاص را میبینیم که عیوب ‏گوناگونى دارند .ولى چون سخاوتمندند همه مردم به دیده احترام به آنها مینگرند.

 

6- باز در تعبیرى دیگر از همان امام همام علیه السلام آمده است.: «السخاء یمحص الذنوب ‏و یجلب محبة القلوب، سخاوت، گناهان را پاک میکند. و دل‏ها را سوى سخاوت کننده فرا میخواند.»

این تعبیر نشان میدهد که ‏«سخاوت‏» کفاره بسیارى از گناهان است!

 

7- مولى الموحدین على علیه السلام درباره تاثیر عمیق محبت در جلب قلبها میفرمایند.:

«مااستجلبت المحبة بمثل السخاء و الرفق و حسن الخلق، هیچ چیزى مانند سخاوت و مداراکردن و حسن خلق، جلب محبت نمیکند.»

 

8- رسول خدا صلى الله علیه و اله در این باره میفرمایند: «السخى قریب من الله قریب من الناس ‏قریب من الجنة، سخاوتمند نزدیک به خدا، نزدیک به مردم و نزدیک به بهشت است.»

 

9- در حدیث دیگرى از امام صادق علیه السلام آمده است.:«شاب سخى مرهق فى الذنوب‏احب الى الله عز و جل من شیخ عابد بخیل؛ جوان سخاوتمند آلوده به گناه، نزد خدا محبوبتر از پیرمرد عابد بخیل است.‏»

به یقین این ‏«سخاوت‏» سبب امدادهاى الهى میشود. و سرانجام آن جوان آلوده را نجات میدهد. ولى آن پیر عابد بخیل به خاطر بخلش در گناه فرو خواهد رفت.

 

10- این بحث را با حدیثى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و اله به عنوان حسن ختام پایان میدهیم:

تجافوا عن ذنب السخى فان الله آخذ بیده کلما عشر، از گناه و لغزش سخاوتمند صرف‏ نظر کنید .زیرا هر زمان بلغزد، خداوند دست او را میگیرد (و نجاتش میدهد.)

از مجموع احادیث‏ بالا، ارزش و اهمیت فوق العاده ‏«سخاوت‏» در کلام پیشوایان ‏اسلام مشخص میشود. و نشان میدهد که کمتر فضیلتى با آن برابرى میکند.

 

آثار و پیامدهاى سخاوت:

آثار مثبت ‏«سخاوت‏» در زندگى فردى و اجتماعى انسان که با تجربه ثابت ‏شده .و یا در احادیث اسلامى به آن اشاره گردیده است.، بسیار زیاد است، به عنوان نمونه:

 

1- از روایات متعددى استفاده میشود و تجربیات روزانه نیز آن را تایید میکند .که ‏«سخاوت‏» محبت دوست و دشمن را جلب میکند، بر عدد دوستان مى‏ افزاید و از دشمنان مى ‏کاهد.

 

2-‌ سخاوت‏؛ پوششى براى عیوب انسان‏ هاست و به این ترتیب، آبروى انسان راحفظ می‏کند.

 

سخاوت و سخاوتمندان

3- سخاوت‏؛ در عین این که ثمره درخت عقل است، بر عقل و خرد انسان ‏مى ‏افزاید. عقل میگوید: دلیلى ندارد که انسان با زحمت زیاد اموال فراوانى تهیه کند و آن را براى بازماندگان بگذارد و خودش به وسیله آن، جلب ثواب و کسب آبرو نکند.

از سوى دیگر « سخاوت ‏»، گروهى از اندیشمندان را گرد انسان جمع میکند و آنها میتوانند بر فکر و عقل و دانش او بیفزایند.

 

4- سخاوت‏؛ فاصله طبقاتى جامعه را کم می‏کند و از این طریق ناهنجاری هاى ناشى ‏از فاصله طبقاتى را از بین میبرد. و یا کاهش میدهد. آتش کینه ‏هاى محرومان را خاموش میکند. و حس انتقام جویى را در آنان تضعیف مینماید و از این طریق ‏پیوندهای اجتماعى را محکم میسازد.

 

5- سخاوت‏؛ مدافعان انسان را زیاد می‏کند و آبروى او را محفوظ می‏دارد .و دشمنان و بدخواهان را عقب میراند، امیر مؤمنان علیه السلام در این باره میفرمایند.: «الجود حارس الاعراض، جود و بخشش آبروى انسان را حفظ میکند.»

صفات انبیاء چیست؟

6- جود و « سخاوت ‏»؛ آثار معنوى فوق العاده‏ اى نیز دارد، به همین دلیل از صفات ‏انبیاء شمرده شده .و همان گونه که در روایات گذشته خواندیم، شعاع نور «یقین‏» است، حتى اگر این فضیلت در افراد بى ایمان باشد.، به حال آنها مفید و سودمند است.

در حدیثى آمده است که خداوند متعال به حضرت موسى علیه السلام وحى نمود.«لا تقتل‏ا لسامری فانه سخى، سامرى را به قتل مرسان زیرا او مرد سخاوتمندى است.»

جود و سخاوت از منظری دیگر

درست است که سامرى، منشا فساد عظیمى در بنى اسرائیل شد. و آئین بت پرستى را در میان آنها پایه نهاد و در انتها نیز زندگى را با خفت و ذلت و حقارت گذراند. که شاید مرگ بر آن زندگى، ترجیح داشت ولى با این همه به حضرت موسى علیه السلام وحى رسید. که ‏خون او را به خاطر سخاوتش نریزد.

از رسول خدا علیه السلام نقل شده است. که به فرزند حاتم طائى به نام ‏«عدى‏» فرمود:«دفع ‏عن ابیک العذاب الشدید لسخاء نفسه؛ عذاب شدید از پدرت به خاطر سخاوتش برداشته‏ شد.»

 که پیامبر صلى الله علیه و اله دستور داد

گروهى از جنایتکاران ‏یکى از جنگ ها را به قتل برسانند. ولى یکى از آنها را استثناء کرد.

آن مرد تعجب کرد و گفت.:«با این که گناه ما یکى است، چرا مرا از میان آن جمعیت جدا کردى؟»

حضرت صلى الله علیه و اله‏ فرمودند:«خداوند به من وحى فرستاد .که تو سخاوتمند قوم خود هستى و من نباید تو را به قتل برسانم.»

آن مرد با شنیدن این سخن ایمان آورد و شهادتین بر زبان جارى کرد. آرى! سخاوت آن مرد، او را به بهشت رسانید.

از رسول خدا صلى الله علیه و اله نقل شده است: «شخص سخى را اهل آسمان ها دوست دارند. و اهل‏ زمین هم دوست دارند…در حالى که بخیل را اهل آسمان ها و زمین دشمن دارند.»

 

محدوده سخاوت:

سخاوت‏؛ مانند تمام صفات و کارهاى نیک، مقدار و اندازه‏اى دارد که اگر در مسیر افراط قرار گیرد.، نتیجه منفى خواهد داشت.

همچنین ‏«سخاوت‏» نباید لطمه به آبرو و حیثیت و زندگى کسانى که به انسان وابسته‏ اند، بزند.

 

«سخاوت‏» باید در اموال حلال باشد، نه اموالى که از راه‏ هاى حرام و یا ظلم و ستم به‏ دست آمده است. مانند «سخاوت‏» بسیارى از سلاطین ظالم و ستمگر.

 

هم‏چنین ‏«سخاوت‏» نباید در اموال مربوط به بیت المال باشد. زیرا اموال بیت المال، حساب و کتاب مخصوص به خود دارد که باید به دقت رعایت گردد.

 

راه ‏هاى کسب سخاوت:

این فضیلت اخلاقى مانند سایر فضایل، با تعلیم و تربیت و اندیشه و تفکر و تمرین ممارست‏ حاصل مى‏شود.

توجه به این حقیقت که این اموال و ثروت ها، امانت هاى الهى در دست ماست .و هیچ‏کدام دوام و بقایى ندارد، انسان را وا می‏دارد با بذل و بخشش، آن را در صندوق امانت‏ الهى، براى روزى که دست ها خالى است، ذخیره کند. همچنین دقت در آثار و برکات و پیامدهاى مهمى که براى ‏«سخاوت‏» در مطالب قبل ذکر شد، مشوق مؤثرى در امر «سخاوت‏» است.

زندگی سخاوتمندان

مطالعه تاریخ زندگى سخاوتمندان و بخیلان و مقایسه آن دو با یکدیگر و احترام و آبرو و شخصیتى که گروه اول داشتند. و ذلت و بدنامى که دامنگیر گروه دوم بوده است ‏نیز در ایجاد این ‏« سخاوت اخلاقى‏ » بسیار مؤثر است.

اینها جنبه‏ هاى تعلیماتى این مساله است اما از نظر عملى، هر قدر تمرین و ممارست ‏بیشترى در این زمینه شود.توفیق زیادترى در به دست آوردن این فضیلت اخلاقى ‏حاصل می‏شود. زیرا تکرار اعمال سخاوتمندانه و بذل و بخشش، هر چند از راه تحمیل ‏بر نفس خویش باشد، .به تدریج ‏به صورت عادت و سپس مبدل به حالت و سرانجام به ‏یک ملکه اخلاقى مبدل خواهد شد.

تربیت اسلامی

در ضمن، تربیت پدر و مادر و معلم و استاد در این زمینه، بسیار مؤثر است.

اگر آنها کودکان را از آغاز عمر به ‏«جود» و «سخاوت‏» عادت دهند. این ملکه، به آسانى در وجود آنها ریشه میدواند. و در بزرگى جزء زندگى آنان میشود.

در حالات ‏«صاحب بن عباد» آمده است. که در کودکى هنگامى که میخواست ‏براى‏ فرا گرفتن درس دینى به مسجد برود.، همیشه مادرش یک دینار و یک درهم به او میداد و میگفت: «این را به اولین فقیرى بده که در مسیر راه خود مى‏بینى‏».

کم‏ کم این خصلت در وجودش ریشه دار شد تا این که در بزرگى چنان بذل و بخششى میکرد که همه به او آفرین میگفتند.

از شگفتی هاى دیگر زندگى او چنین نقل میکنند.: «روزى نوشابه براى او آوردند، از نزدیکانش نسبت ‏به آن نوشابه سوء ظن پیدا کرد. و گفت: از این نوشابه ننوش، زیرا مسموم ‏است، خدمتکارى که آن قدح را آورده بود، همچنان ایستاده بود.

داستان آموزنده

«صاحب بن عباد» به‏ شخصى که ادعاى مسموم بودن آن را میکرد.گفت: به چه دلیل مى‏گویى که این مسموم است.؟ گفت: بهترین راه این است که کسى که این قدح را آورده و به دست تو داده، مورد آزمایش قرار گیرد و از آن بنوشد.

«صاحب‏» گفت: من به این کار راضى نیستم، آن شخص ‏گفت: به وسیله یک مرغ خانگى آزمایش کن.

صاحب‏ گفت: کشتن حیوان به این صورت نیز جایز نیست.سپس دستور داد: قدح آب را واژگون کردند و آب را ریختند. و به خدمتکار گفت: برو و دیگر در خانه من قدم مگذار ولى با این حال دستور داد. حقوق او را به طور کامل ‏بپردازند.

سپس گفت: هرگز نباید یقین را با شک از بین برد و مجازات به وسیله قطع حقوق، دلیل بر پستى است.‏»

 

این بحث را با چند حدیث و سخنانى از بعضى از بزرگان پایان می‏دهیم:

پیامبر اکرم صلى الله علیه و اله میفرمایند: « الجنة دار الاسخیاء؛ بهشت‏ خانه سخاوتمندان است. »

امام صادق علیه السلام می‏فرمایند که خداوند فرمود.  انى جواد کریم لا یجاورنى لئیم، من‏ بخشنده با سخاوتم.، افراد پست و بخیل نمیتوانند در جوار من (در بهشت) جاى بگیرند.

در حدیث دیگرى از پیامبر اسلام صلى الله علیه و اله آمده است.  طعام الجواد دواء و طعام‏البخیل داء، طعام سخاوتمند، دواست و طعام بخیل، درد و بیمارى است. ‏

*یکى از عارفان به نام ‏«ابن سماک» میگوید:

« عجبت لمن یشترى الممالیک بماله ولا یشترى الاحرار بمعروفه.؛ در شگفتم! از کسانى که بردگان را با مال خود خریدارى میکنند.، ولى آزاده ‏ها را با احسان و نیکى، در بند محبت‏ خود در نمى ‏آورند. »

*به عربى گفتند: آقا و بزرگ شما کیست؟

گفت: « من احتمل شتمنا و اعطى سائلنا واغضى جاهلنا؛ کسى که بدگویى ‏هاى ما را تحمل کند. و به نیازمندان ببخشد و از اعمال‏ جاهلان چشم پوشى کند. »

 

نویسنده: علیرضا یعقوبی سورکی_ موسسه خیریه عترت فاطمی

مقالات مرتبط

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.